احمد بن محمد ميبدى
278
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
21 - وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ . كى ستمكارتر است بر خود از كسانى كه دروغ بر خدا بستند يا سخنان او را دروغ شمردند ؟ همانا ستمكاران هرگز رستگار نخواهند شد . 22 - وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا أَيْنَ شُرَكاؤُكُمُ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ . روزى كه همه را برانگيزانيم پس به آنان كه شرك آوردند گوئيم : كجا هستند شريكانى كه شما به دروغ مىگفتيد ؟ 23 - ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ . پس از آن آنان را عذرى و بهانهاى نبود جز آنكه گويند : سوگند به خدا پروردگار ما كه ما مشرك نبوديم ! 24 - انْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ . ببين ( اى محمّد ) چگونه بر خويشتن دروغ گفتند و چگونه گم گشت ازيشان آنچه به دروغ در دنيا مىگفتند و افترا مىزدند . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 14 - قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . آيه . پس از آنكه آفتاب عنايت و رعايت از درگاه خداوندى بر ما تافت ، و كار ما را بىما در جهان بساخت ، و به مهر سرمدى دل ما بيفروخت و به زيور انس بياراست ، با اين همه دولت و مرتبت و عنايت و رعايت چون سزد كه دلم تقاضاى ديگرى كند ؟ و يا به دنيا و عقبى نظرى افكند ؟ بلكه نه دنيا و نه عقبى بلكه تنها ديدار مولى ! مولائى كه آفريدگار آسمانها و زمين است و كردگار همه جهان و جهانيان و داناى آشكار و نهان ، نه روزى خوار است بلكه روزى ده بندگان است . 17 - وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ . آيه . همان گونه كه خداوند در آفرينش ضرر يگانه است و يكتا ، در دفع آن هم يگانه است و بىهمتا ، اگر همه جهانيان دست بهم دهند تا دردى كه نيست پديد آورند نتوانند و يا دردى كه هست بىخواست او بردارند راه بدان نبرند ، پس درد و دارو را مأخذ يكى دان و نعمت و محنت را منشاء يكى خوان و يكى شناس و كفر و ايمان را مطلع يكى بين . بر دو رخ ، هم كفر و هم ايمان تور است * در دو لب ، هم درد و هم درمان تو راست 18 - وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ . آيه . خداوند شكنندهء كامهاى بندگان است و بذات و صفات ، فوق همه آفريدگان است ، درويشان را دولت دل و زندگانى جان است ، يك نفس با حق به دو گيتى ارزان است ، يك ديدار او به صد هزار جان رايگان است ، يك لحظه انس با او خوشتر از جان است ، او كه كشتهء اين كار است در ميان آتش نازان است ، و او كه از اين كار بىخبر است در حال بشريّت در زندان است ، الهى ، ديدار تو نزديك است ، لكن كار با آن نزديكى بس باريك است ! خدايا ، هركس بر چيزى است ، و من ندانم بر چهام ؟ بيمم همه آنست كه كى پديد شود كه من كدامم ! بارالها ، او كه بر ياد است به تو شاد است ، و او كه به تو شاد است چرا به فرياد است ؟ آن را كه چو تو نگار باشد در بر * گر بانگ قيامت آيد او را چه خبر ؟ 19 - قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللَّهُ . آيه . روز اول در عهد ازل به گفتار راست و سخن پاك ازلى خبر داد ، و از وجود احدى و جلال ابدى و جمال سرمدى آگهى داد ، و اين خود تعليم بندگان و ارشاد طالبان است كه به لطف خود آنان را در مىآموزد كه به وحدانيت و فردانيت او گواهى دهند چنان كه علاوه بر فرشتگان و صاحبان علم و معرفت